رشد کار

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ

رشد کار

لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدیدَ فیهِ بَأْسٌ شَدیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِیَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ

طبقه بندی موضوعی

يكشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۷ ق.ظ

۰

تشکلهای کارگری و کارفرمائی ؛ صنفی یا سیاسی

يكشنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۳، ۰۳:۱۷ ق.ظ

 نمی توان به بهانه سیاست ورزی ِ بد ، از تعالی دادنِ  مطالبات اجتماعی تا حد پرداختن به امر سیاسی اجتناب کرد .

******************

 الف: گزارش

اول مهر 93 "ایرنا" از اظهارات معاون وزارت کار گزارش داد . "سید حسن هفده تن" معاون روابط کار این وزارت خانه درجلسه ای  با مسوولان تشکل های کارگری و کارفرمایی در  استان قزوین گفت :" یکی از دلایل ضعف تشکل های کارگری و کارفرمایی مشخص نبودن سهم آنها در ایجاد ارزش افزوده است که این مشکل ناشی از آن است که این تشکیلات به طور کامل و خالص، صنفی نیستند." به گفته وی :"اگر تشکل های کارگری و کارفرمایی ما بطور خالص صنفی باشند و سهمشان از ارزش افزوده مشخص باشد، می توانند در تصمیم گیری های اقتصادی و حتی اجتماعی و سیاسی نقش مهم و تاثیرگذاری داشته باشند.".

ب: حاشیه

در حاشیه اظهارات معاون محترم وزارت کار ( و در واقع باوری شایع  در جناح های مختلفِ ، که ایشان هم آن را بیان داشته اند ) سؤالهای زیر قابل طرح است. گرچه پیش از طرح سؤالها ، باید یاد آور شد که دولت احمدی نژاد  و  گرایشهای مختلف طیف  اصولگرا هم  در مورد " شیوه برخورد با  تشکل یابی کارگران "،  کارنامه مطلوبی نداشتند و ندارند .اما سؤالها:

1- به کدام دلیل  ،تشکلهای کارگری و کارفرمائی باید "به طور خالص صنفی" باشند ؟ چه مانعی دارد که به  حزب  سیاسی  کارگری (موافق یا مخالف حکومت اما ملتزم به قانون یا معتقد به مبارزه منضبط  و مدنی  )اجازه فعالیت داده شود ؟ اگر این اجازه را قائل باشیم پذیرفته ایم که می توان تشکلی کارگری  داشت که "صنفیِ محض" نباشد. 

2- اساسا" میان کار صنفی و سیاسی می توان مرز قاطعی  یا اساسا" مرزی قائل شد ؟ به کدام دلیل یک تشکل صنفی را  به طور کلی از موضعگیری سیاسی می توان منع کرد؟

3-مقام محترم  اظهار امیدواری کرده اند که این تشکلها در تصمیم گیریهای اقتصادی و حتی و سیاسی نقشی مهم و تأثیر گذار داشته باشند ؛ اما چگونه می توان از تشکلی "به طور خالص صنفی " انتظار داشت که در تصمیم گیریهای سیاسی نقشی مهم و تأثیر گذار داشته باشد ؟

4-  می توان فعالیت گروه یا جریانی را مُجاز شمرد ،اما در عین حال ا،ز حیثِ مسلکی  و ارزشی آنرا مطلوب تدانست و حتی به لزوم چالش فکری و سیاسی با آن ،معتقد بود .با این وصف علاوه بر بحث از مجاز بودن یا نبودن برخی از فعالیتها ،میتوان سخن  از "مطلوبیت   "هم گفت. با این وصف ، بنا بر اصول مسلکی ما  و  بنا بر آرمانهای انقلاب بهمن 57  ، متوقف ماندنِ مطالبات  اجتماعی  در حدِ صنفی  ،مطلوب است یا ارتقاء  خواستها در حد پرداختن به  امر سیاسی ؟ درست است که هر سنخ سیاسی شدنی  به معنا ی  تکامل نیست . اما   توقف در حد خودِ فردی و خودِ صنفی  هم با جوهر اخلاق در نظر ما (که برون شدنِ انسان از مرزهای خودی  یا به تعبیر دیگر وسعت بخشیدن به خودیِ خویش) است ناسازگار است  . البته کوشش در جهت سیاسی کردنِ  جامعه  ، هزینه هائی هم دارد که آن هزینه ها را  با راه کارهای مشروع و منطقی دیگری(مانند مواجهه فکری و عقیدتی  ) باید به صفر نزدیک کرد نه اینکه به بهانه هزینه  ها  (هزینه هائی مانند ِ سیاست ورزی ِ بد   ) از آن راهِ اصولی صرفنظر کنیم . حتی اگر هزینه ها به صفر میل پیدا نکرد بازهم ضرورتِ راهِ اصولی، یعنی تعالی دادنِ  مطالباتِ اجتماعی  تا حدِ پرداختن به  امر سیاسی ، به قوت خود باقی است ./امیرحسین ترکش دوز

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۷/۱۳
احیا